فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پخ

تأییدنشده

der Schliff جمع: die Schliffe اسم

اسم

  • پخپَختأییدنشده

دستور زبانِ Schliff

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schliffes, des Schliffs
جمع
die Schliffe
تلفظ
[ʃlɪf]
همهٔ صورت‌ها
  • Schliffحالت نهادی، مفرد
  • Schliffeحالت نهادی، جمع
  • Schliffesحالت اضافی، مفرد
  • Schliffsحالت اضافی، مفرد
  • Schliffeحالت اضافی، جمع
  • Schliffحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schliffeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schliffenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schliffحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schliffeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

dem Stein einen Schliff geben

الماس را پخ دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها