فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از پا افتادن

تأییدنشده

Schlapp machen
عبارت

عبارت

  • از پا افتادناز پا اُفتادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زه زدنزِه زَدَنتأییدنشده
  • ضعف کردنضَعَف کَردَنتأییدنشده
  • پاتیل در رفتنپاتیل دَر رَفتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها