فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست انداز

تأییدنشده

das Schlagloch جمع: die Schlaglöcher اسم

اسم

  • دست اندازدَست اَندازتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چاله چوله در خیابانچاله چوله دَر خیابانتأییدنشده

دستور زبانِ Schlagloch

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Schlaglochs, des Schlagloches
جمع
die Schlaglöcher
تلفظ
[ˈʃlaːkˌlɔx]
همهٔ صورت‌ها
  • Schlaglochحالت نهادی، مفرد
  • Schlaglöcherحالت نهادی، جمع
  • Schlaglochsحالت اضافی، مفرد
  • Schlaglochesحالت اضافی، مفرد
  • Schlaglöcherحالت اضافی، جمع
  • Schlaglochحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schlaglocheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schlaglöchernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schlaglochحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schlaglöcherحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

wegen der Schlaglöcher scheppert das ganze Auto

بخاطر دست اندازها تمام ماشین سخت تلق تلق می کرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها