فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ژامبون

žâmbon[ʒɒːm.bón]

der Schinken جمع: die Schinken اسم

اسم

  • ژامبونžâmbon[ʒɒːm.bón](thigh of a hog cured for food)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شاربنشاربُنتأییدنشده

دستور زبانِ Schinken

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schinkens
جمع
die Schinken
تلفظ
[ˈʃɪŋkn̩], [ˈʃɪŋkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Schinkenحالت نهادی، مفرد
  • Schinkenحالت نهادی، جمع
  • Schinkensحالت اضافی، مفرد
  • Schinkenحالت اضافی، جمع
  • Schinkenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schinkenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schinkenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schinkenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها