فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شینگل

die Schindel جمع: die Schindeln اسم

اسم

  • شینگل(small, thin piece of building material)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تختهٔ پوش شدهتَختهٔ پوش شُدهتأییدنشده
  • توفالتأییدنشده

دستور زبانِ Schindel

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Schindel
جمع
die Schindeln
تلفظ
[ˈʃɪndl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Schindelحالت نهادی، مفرد
  • Schindelnحالت نهادی، جمع
  • Schindelحالت اضافی، مفرد
  • Schindelnحالت اضافی، جمع
  • Schindelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schindelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schindelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schindelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها