کپک
kapak, kopek
der Schimmel جمع: die Schimmel اسم
اسم
- کپکkapak, kopekکَپَک(furry or woolly growth of tiny fungi)(Pilz)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اسب سفیداَسبِ سِفید(Pferd)تأییدنشده
- پرمکپَرمَک(Moder)تأییدنشده
- کرهٔ اسبکُرهٔ اَسب(Pferd)تأییدنشده
- کپرککَپرَک(Pilz)تأییدنشده
- پسکه(furry or woolly growth of tiny fungi)دریتأییدنشده
دستور زبانِ Schimmel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Schimmels
- جمع
- die Schimmel
- تلفظ
- [ˈʃɪml̩]
همهٔ صورتها
- Schimmelحالت نهادی، مفرد
- Schimmelحالت نهادی، جمع
- Schimmelsحالت اضافی، مفرد
- Schimmelحالت اضافی، جمع
- Schimmelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Schimmelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Schimmelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Schimmelحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
Ein rollender Stein setzt keinen Schimmel an.
سنگ چرخان کپک نمیزند.
منابع و ارجاعها
- ۱: Esperantostern (de #5433471), cojiluc (fa #7679830), tatoeba.org
منابع و مجوزها