فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشتی‌شکستگی

der Schiffbruch جمع: die Schiffbrüche اسم

اسم

  • کشتی‌شکستگیکِشتی شِکَستِگی

دستور زبانِ Schiffbruch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schiffbruches, des Schiffbruchs
جمع
die Schiffbrüche
تلفظ
[ˈʃɪfˌbʁʊx]
همهٔ صورت‌ها
  • Schiffbrücheحالت نهادی، جمع
  • Schiffbruchesحالت اضافی، مفرد
  • Schiffbruchsحالت اضافی، مفرد
  • Schiffbrücheحالت اضافی، جمع
  • Schiffbrucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schiffbrüchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schiffbrücheحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Beim Schiffbruch ist es zu spät, schwimmen zu lernen.

هنگام شکستن کشتی، برای شنا یاد گرفتن خیلی دیر است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5272835), cojiluc (fa #7548277), tatoeba.org
منابع و مجوزها