فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیسک

disk[d̪iːskʰʲ]

die Scheibe جمع: die Scheiben اسم

اسم

  • دیسکdisk[d̪iːskʰʲ](a thin, flat, circular plate)(disc)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صفحهsafheصَفحه[sæf.hé]تأییدنشده
  • قرصqorsقُرص[ɢoɾs]تأییدنشده
  • پولکپولَکتأییدنشده
  • جامjâm[d͡ʒɒːm]تأییدنشده
  • شیشهšiše[ʃiː.ʃe]تأییدنشده
  • واشرواشِر(flat annulus)تأییدنشده

دستور زبانِ Scheibe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Scheibe
جمع
die Scheiben
تلفظ
[ˈʃaɪ̯bə]
همهٔ صورت‌ها
  • Scheibenحالت نهادی، جمع
  • Scheibenحالت اضافی، جمع
  • Scheibenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Scheibenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

durch die Scheibe fliegen

از پنجره به بیرون پریدن

die Frucht in Scheiben schneiden

میوه را قاچ کردن

trübe Scheiben, Milchglas

شیشهٔ تاره

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها