شرم
šarm[ʃæɹm]
اسم
- شرم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خجالت
- کس
- فرج
دستور زبانِ Scham
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Scham
- تلفظ
- [ʃaːm]
مثالها
Was ist das Menschlichste? - Jemandem Scham ersparen.
انسانیترین چیز چیست؟ کسی را از شرمندگی نجات دادن.
als die Leute noch Scham und Zurückhaltung hatten
آنوقتها که مردم شرم و حیائی داشتند