فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صدا

sedâ, sadâ[se.d̪ɒ́ː][sæ.d̪ɒ́ː]

der Schall جمع: die Schalle, die Schälle اسم

اسم

  • صداsedâ, sadâصِدا[se.d̪ɒ́ː][sæ.d̪ɒ́ː](احساسی که توسط گوش دریافت می‌شود)(sensation perceived by the ear)
  • صوتsowt[sowt̪ʰ](sensation perceived by the ear)
  • آوازâvâz[ʔɒː.vɒːz](sensation perceived by the ear)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • طنینtaninطَنین[t̪ʰæ.níːn]تأییدنشده

دستور زبانِ Schall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schalls, des Schalles
جمع
die Schalle, die Schälle
تلفظ
[ʃal]
همهٔ صورت‌ها
  • Schalleحالت نهادی، جمع
  • Schälleحالت نهادی، جمع
  • Schallsحالت اضافی، مفرد
  • Schallesحالت اضافی، مفرد
  • Schalleحالت اضافی، جمع
  • Schälleحالت اضافی، جمع
  • Schalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schallenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schalleحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Schälleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

sein Vermögen in Schall und Rauch aufgehen lassen

دارائی خودرا آتش زدن

منابع و ارجاع‌ها