فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خمیرترش

تأییدنشده

der Sauerteig جمع: die Sauerteige اسم

اسم

  • خمیرترشخَمیرِ تُرشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مایه خمیرمایهٔ خَمیرتأییدنشده

دستور زبانِ Sauerteig

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sauerteiges, des Sauerteigs
جمع
die Sauerteige
تلفظ
[ˈzaʊ̯ɐˌtaɪ̯k]
همهٔ صورت‌ها
  • Sauerteigeحالت نهادی، جمع
  • Sauerteigesحالت اضافی، مفرد
  • Sauerteigsحالت اضافی، مفرد
  • Sauerteigeحالت اضافی، جمع
  • Sauerteigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sauerteigeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها