فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیار

تأییدنشده

xiyâr[xi.jɒ́ːɹ]

die Salatgurke جمع: die Salatgurken اسم

اسم

  • خیارxiyâr[xi.jɒ́ːɹ](edible fruit)(cucumber)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بادرنگbâdrang[bɒːd̪.ɹǽŋɡʲ̥](edible fruit)(cucumber)دریتأییدنشده

دستور زبانِ Salatgurke

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Salatgurke
جمع
die Salatgurken
همهٔ صورت‌ها
  • Salatgurkeحالت اضافی
  • Salatgurkenجمع
  • Salatgurkenمعرفه، حالت نهادی، جمع
  • Salatgurkeحالت اضافی، مفرد
  • Salatgurkenمعرفه، حالت اضافی، جمع
  • Salatgurkenحالت مفعولی غیرمستقیم، معرفه، جمع
  • Salatgurkenحالت مفعولی مستقیم، معرفه، جمع
منابع و ارجاع‌ها