فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زعفران

za'farân[zæʔ.fæ.ɹɒːn]

der Safran جمع: die Safrane اسم

اسم

  • زعفرانza'farânزَعفَران[zæʔ.fæ.ɹɒːn](plant)(spice)(saffron)
  • زعفرانی(dye)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کرکمتأییدنشده

دستور زبانِ Safran

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Safrans
جمع
die Safrane
تلفظ
[ˈzafʁan]
همهٔ صورت‌ها
  • Safraneحالت نهادی، جمع
  • Safransحالت اضافی، مفرد
  • Safraneحالت اضافی، جمع
  • Safranenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Safraneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Dieser Reis schmeckt zu sehr nach Safran.

این برنج بسیار مزهٔ زعفران می‌دهد.

Kannst du für mich etwas Safran kaufen?

می شود برایم مقداری زعفران بخری؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: brauchinet (de #6892814), cojiluc (fa #10774913), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #773622), mahdiye (fa #754091), tatoeba.org
منابع و مجوزها