فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

واقع امر

تأییدنشده

der Sachverhalt جمع: die Sachverhalte اسم

اسم

  • واقع امرواقِع اَمرتأییدنشده

دستور زبانِ Sachverhalt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sachverhaltes, des Sachverhalts
جمع
die Sachverhalte
تلفظ
[ˈzaxfɛɐ̯ˌhalt]
همهٔ صورت‌ها
  • Sachverhaltحالت نهادی، مفرد
  • Sachverhalteحالت نهادی، جمع
  • Sachverhaltesحالت اضافی، مفرد
  • Sachverhaltsحالت اضافی، مفرد
  • Sachverhalteحالت اضافی، جمع
  • Sachverhaltحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sachverhalteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sachverhaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sachverhaltحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Sachverhalteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Sachverhalte deuten an, dass die optimale Dauer einer Vorlesung 30 statt 60 Minuten wäre.

یافته‌ها حاکی از آن هستند که مدت زمان ایده‌ال برای درس، به جای ۶۰ دقیقه، ۳۰ دقیقه است.

Ich kenne diesen Sachverhalt sehr gut.

من آن مطلب را به خوبی می‌دانم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #872), cojiluc (fa #7715011), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9934165), ghasemkiani (fa #731104), tatoeba.org
منابع و مجوزها