فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کودک

kudak[kʰuː.d̪ǽkʰʲ]

der Säugling جمع: die Säuglinge اسم

اسم

  • کودکkudak[kʰuː.d̪ǽkʰʲ](very young human being)
  • نوزادnowzâd[now.zɒːd̪̥](very young human being)
  • بچهbačče, bače[bæ.t͡ʃʰe][bæt͡ʃʰ.t͡ʃʰe](very young human being)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • طفلtefl[t̪ʰefl̥](very young human being)تأییدنشده
  • شیر خوارتأییدنشده
  • طفل شیرخوارهطِفلِ شیرخوارهتأییدنشده

دستور زبانِ Säugling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Säuglings
جمع
die Säuglinge
تلفظ
[ˈzɔɪ̯klɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Säuglingحالت نهادی، مفرد
  • Säuglingeحالت نهادی، جمع
  • Säuglingsحالت اضافی، مفرد
  • Säuglingeحالت اضافی، جمع
  • Säuglingحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Säuglingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Säuglingحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Säuglingeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

aus einem Säugling einen Mann machen

کسی را از زمان شیرخوار به شیردل پرورانیدن

منابع و ارجاع‌ها