فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بالن ته گرد

تأییدنشده

der Rundkolben جمع: die Rundkolben اسم

اسم

  • بالن ته گردتأییدنشده

دستور زبانِ Rundkolben

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rundkolbens
جمع
die Rundkolben
تلفظ
[ˈʁʊntˌkɔlbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Rundkolbenحالت نهادی، مفرد
  • Rundkolbenحالت نهادی، جمع
  • Rundkolbensحالت اضافی، مفرد
  • Rundkolbenحالت اضافی، جمع
  • Rundkolbenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rundkolbenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rundkolbenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rundkolbenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها