شهرت
šohrat[ʃoɦ.ɹǽt̪ʰ]
اسم
- شهرت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آب
- آوازه
دستور زبانِ Ruhm
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Ruhms, des Ruhmes
- تلفظ
- [ʁuːm]
همهٔ صورتها
- Ruhms
- Ruhmes
- Ruhme
مثالها
Der Kritiker ist ein Wegelagerer auf dem Weg zum Ruhm.
منتقد یک راهزن در مسیر شهرت است.
Ruhm ist das, was du scheinst, der Charakter ist das, was du bist.
اشتهار آنچه است که تو به نظر میرسی، سرشت آنچه است که تو هستی.
Ruhm ist der Vorzug, denen bekannt zu sein, die einen nicht kennen.
شهرت، مزیت شناخته شدن به وسیله کسانی است که آنها را نمیشناسیم.
jem. zum Ruhm gereichen
به کسی افتخار کردن