فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرمز

ġermez[qeɹ.mez]

das Rot جمع: die Rot, die Rots اسم

اسم

  • قرمزġermezقِرمِز[qeɹ.mez](colour)
  • سرخسُرخ(colour)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • احمر(colour)تأییدنشده

دستور زبانِ Rot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Rots
جمع
die Rot, die Rots
تلفظ
[ʁoːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Rotsحالت نهادی، جمع
  • Rotsحالت اضافی، مفرد
  • Rotsحالت اضافی، جمع
  • Rotsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rotsحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Meine Lieblingsfarbe ist Rot.

رنگ دوست داشتنی من قرمز است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #340843), mahdiye (fa #644161), tatoeba.org
منابع و مجوزها