فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زنگ

zang[zæɲɡʲ̥]

der Rost جمع: die Roste اسم

اسم

  • زنگzangزَنگ[zæɲɡʲ̥](result of oxidation)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زنگارzangâr[zæŋ.ɡɒ́ːɹ](result of oxidation)تأییدنشده
  • ژنگ(result of oxidation)تأییدنشده
  • زنگ آهنزَنگِ آهنتأییدنشده
  • زنگ زدنزَنگ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ Rost

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rostes, des Rosts
جمع
die Roste
تلفظ
[ʁɔst]
همهٔ صورت‌ها
  • Rosteحالت نهادی، جمع
  • Rostesحالت اضافی، مفرد
  • Rostsحالت اضافی، مفرد
  • Rosteحالت اضافی، جمع
  • Rostenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rosteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Neid ist dem Menschen, was Rost dem Eisen.

نسبت حسادت به آدمی، مانند نسبت زنگار به آهن است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2130936), cojiluc (fa #6929120), tatoeba.org
منابع و مجوزها