رمان
român
اسم
- رمان
دستور زبانِ Roman
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Romans
- جمع
- die Romane
- تلفظ
- [ʁoˈmaːn]
همهٔ صورتها
- Romane
- Romans
- Romane
- Romanen
- Romane
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Sie bekam eine große Summe als Vorschuss auf ihren nächsten Roman.
او مبلغ زیادی به عنوان پیش پرداخت برای رمان آیندهاش دریافت کرد.
Dieser Roman ist sowohl interessant als auch lehrreich.
این داستان هم سرگرم کننده است و هم آموزنده.