فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مادهٔ خام

تأییدنشده

das Rohmaterial جمع: die Rohmaterialien اسم

اسم

  • مادهٔ خامتأییدنشده

دستور زبانِ Rohmaterial

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Rohmaterials
جمع
die Rohmaterialien
تلفظ
[ˈʁoːmateˌʁi̯aːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Rohmaterialienحالت نهادی، جمع
  • Rohmaterialsحالت اضافی، مفرد
  • Rohmaterialienحالت اضافی، جمع
  • Rohmaterialienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rohmaterialienحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها