فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دامن

dâman[d̪ɒː.mæn]

der Rock جمع: die Röcke اسم

اسم

  • دامنdâmanدامَن[d̪ɒː.mæn](article of clothing)(skirt)
  • راکrâk[ɹɒːkʰʲ](style of music)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دامن دوختتأییدنشده
  • شلیتهشَلیتهتأییدنشده
  • ژوپتأییدنشده

دستور زبانِ Rock

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rocks, des Rockes, des Rock
جمع
die Röcke
تلفظ
[ʁɔk]
همهٔ صورت‌ها
  • Röckeحالت نهادی، جمع
  • Rocksحالت اضافی، مفرد
  • Rockesحالت اضافی، مفرد
  • Röckeحالت اضافی، جمع
  • Rockeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Röckenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Röckeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das Hemd ist näher als der Rock

خر خودرا از پل گذراندن

er rennt hinter jedem Rock her

او دنبال هر شلیته پوشی می دود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها