فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حریف

harif[hæ.ɹíːf]

der Rivale جمع: die Rivalen اسم

اسم

  • حریفharifحَریف[hæ.ɹíːf](competitor with the same objective)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رقیبraġibرَقیب[ɹæ.ʁíːb̥](competitor with the same objective)تأییدنشده

دستور زبانِ Rivale

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rivalen
جمع
die Rivalen
تلفظ
[ʁiˈvaːlə]
همهٔ صورت‌ها
  • Rivalenحالت نهادی، جمع
  • Rivalenحالت اضافی، مفرد
  • Rivalenحالت اضافی، جمع
  • Rivalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rivalenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rivalenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rivalenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Sie sind Rivalen.

آنها رقیب هستند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er hat seinen Rivalen verdrängt.

او رقیبش را شکست داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pne (de #3001028), manelie (fa #12786692), tatoeba.org
  2. ۲: Yorwba (de #10339394), manelie (fa #12786709), tatoeba.org
منابع و مجوزها