فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نشان جوانمردی

تأییدنشده

der Ritterorden جمع: die Ritterorden اسم

اسم

  • نشان جوانمردیتأییدنشده

دستور زبانِ Ritterorden

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ritterordens
جمع
die Ritterorden
تلفظ
[ˈʁɪtɐˌʔɔʁdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Ritterordenحالت نهادی، مفرد
  • Ritterordenحالت نهادی، جمع
  • Ritterordensحالت اضافی، مفرد
  • Ritterordenحالت اضافی، جمع
  • Ritterordenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ritterordenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ritterordenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ritterordenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها