شکاف
اسم
- شکاف
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ترک
- جدایی
- پارگی
- گسل
- طرح
- درز و دوز
- رسم کشی
- رخنه
- چاک
دستور زبانِ Riss
اسم
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Risses
- جمع
- die Risse
- تلفظ
- [ʁɪs]
همهٔ صورتها
- Risse
- Risses
- Risse
- Risse
- Rissen
- Risse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Auch wenn Bürger zittern, gibt es Risse in den Grundmauern des Staates.
حتی وقتی مردم میلرزند، در دیوارهای بنای حکومتها ترک به وجود میآید.
Wunder stellen ein Riss in der natürlichen Ordnung dar
معجزات خرق عادت است