فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلون در

تأییدنشده

der Riegel جمع: die Riegel اسم

اسم

  • کلون درتأییدنشده

دستور زبانِ Riegel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Riegels
جمع
die Riegel
تلفظ
[ˈʁiːɡl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Riegelحالت نهادی، مفرد
  • Riegelحالت نهادی، جمع
  • Riegelsحالت اضافی، مفرد
  • Riegelحالت اضافی، جمع
  • Riegelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Riegelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Riegelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Riegelحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Riegel ist vor die Tür geschoben

پشتدری کشیده شده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها