فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلافی

تأییدنشده

talâfi[t̪ʰæ.lɒː.fíː]

die Repressalie جمع: die Repressalien اسم

اسم

  • تلافیtalâfiتَلافی[t̪ʰæ.lɒː.fíː](حقوق بین‌الملل)تأییدنشده

دستور زبانِ Repressalie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Repressalie
جمع
die Repressalien
تلفظ
[ʁepʁɛˈsaːli̯ə]
همهٔ صورت‌ها
  • Repressalienحالت نهادی، جمع
  • Repressalienحالت اضافی، جمع
  • Repressalienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Repressalienحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

jem. einer Repressalie aussetzen

کسی را تحت فشار قرار دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها