دیدار
didâr[d̪iː.d̪ɒ́ːɹ]
اسم
- دیدار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ملاقات
- ترازیابی فضایی
- قرار ملاقات
- وعدهٔ دیدار
دستور زبانِ Rendezvous
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Rendezvous
- جمع
- die Rendezvous
- تلفظ
- [ʁɑ̃deˈvuː]
مثالها
Ich musste mein Rendezvous verschieben.
من باید وقت ملاقاتم را به تعویق بیندازم.
Verpasse nie ein Rendezvous!
یک ملاقات را هرگز از دست نده.