فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازمانده

das Relikt جمع: die Relikte اسم

اسم

  • بازمانده(زیست‌شناسی)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بقایابَقایاتأییدنشده

دستور زبانِ Relikt

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Relikts, des Reliktes
جمع
die Relikte
تلفظ
[ʁeˈlɪkt]
همهٔ صورت‌ها
  • Relikteحالت نهادی، جمع
  • Reliktsحالت اضافی، مفرد
  • Reliktesحالت اضافی، مفرد
  • Relikteحالت اضافی، جمع
  • Relikteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Reliktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Relikteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها