فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نقش برجسته

das Relief جمع: die Reliefs, die Reliefe اسم

اسم

  • نقش برجسته(Werk der Bildhauerkunst, bei dem die plastisch vorstrebende Darstellung fest aus dem tragenden Grundmaterial…)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پستی بلندی(Geografie: die Formen der Erdoberfläche)تأییدنشده
  • حجاری برجستهحَجاریِ بَرجَستهتأییدنشده
  • نقشه برجستهتأییدنشده

دستور زبانِ Relief

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Reliefs
جمع
die Reliefs, die Reliefe
تلفظ
[ʁeˈli̯ɛf]
همهٔ صورت‌ها
  • Reliefsحالت نهادی، جمع
  • Reliefeحالت نهادی، جمع
  • Reliefsحالت اضافی، مفرد
  • Reliefsحالت اضافی، جمع
  • Reliefeحالت اضافی، جمع
  • Reliefsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reliefenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reliefsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Reliefeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها