نقش برجسته
das Relief جمع: die Reliefs, die Reliefe اسم
اسم
- نقش برجسته(Werk der Bildhauerkunst, bei dem die plastisch vorstrebende Darstellung fest aus dem tragenden Grundmaterial…)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پستی بلندی(Geografie: die Formen der Erdoberfläche)تأییدنشده
- حجاری برجستهحَجاریِ بَرجَستهتأییدنشده
- نقشه برجستهتأییدنشده
دستور زبانِ Relief
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Reliefs
- جمع
- die Reliefs, die Reliefe
- تلفظ
- [ʁeˈli̯ɛf]
همهٔ صورتها
- Reliefsحالت نهادی، جمع
- Reliefeحالت نهادی، جمع
- Reliefsحالت اضافی، مفرد
- Reliefsحالت اضافی، جمع
- Reliefeحالت اضافی، جمع
- Reliefsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Reliefenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Reliefsحالت مفعولی مستقیم، جمع
- Reliefeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها