فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آگهی

تأییدنشده

âgahi[ʔɒː.ɡʲæ.ɦíː]

die Reklame جمع: die Reklamen اسم

اسم

  • آگهیâgahiآگَهی[ʔɒː.ɡʲæ.ɦíː](advertisement)(commercial solicitation)قدیمیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تبلیغاتتَبلیغاتتأییدنشده
  • تبلیغtabliġتَبلیغ[t̪ʰæb.líːɢ̥](commercial solicitation)تأییدنشده

دستور زبانِ Reklame

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Reklame
جمع
die Reklamen
تلفظ
[ʁeˈklaːmə]
همهٔ صورت‌ها
  • Reklameحالت نهادی، مفرد
  • Reklamenحالت نهادی، جمع
  • Reklameحالت اضافی، مفرد
  • Reklamenحالت اضافی، جمع
  • Reklameحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Reklamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reklameحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Reklamenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

für eine Sache Reklame machen

برای یک چیز بازارگرمی کردن

منابع و ارجاع‌ها