سوارکاری
اسم
- سوارکاری
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اسبسواری
دستور زبانِ Reiten
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Reitens
- تلفظ
- [ˈʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- Reitens
مثالها
Er war sehr Erfahren im Reiten von Pferden.
او یک فارس بسیار مجرب بود.
Er war sehr Erfahren im Reiten von Pferden.
او یک فارس بسیار مجرب بود.