فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوارکاری

تأییدنشده

das Reiten اسم

اسم

  • سوارکاریتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اسب‌سواریاَسب سَواریتأییدنشده

دستور زبانِ Reiten

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Reitens
تلفظ
[ˈʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Reitensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Er war sehr Erfahren im Reiten von Pferden.

او یک فارس بسیار مجرب بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2167821), cojiluc (fa #13183005), tatoeba.org
منابع و مجوزها