فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آرد برنج

das Reismehl جمع: die Reismehle اسم

اسم

  • آرد برنج(Mehl, gewonnen aus Reiskörnern)

دستور زبانِ Reismehl

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Reismehles, des Reismehls
جمع
die Reismehle
تلفظ
[ˈʁaɪ̯sˌmeːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Reismehlحالت نهادی، مفرد
  • Reismehleحالت نهادی، جمع
  • Reismehlesحالت اضافی، مفرد
  • Reismehlsحالت اضافی، مفرد
  • Reismehleحالت اضافی، جمع
  • Reismehlحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Reismehleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Reismehlenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reismehlحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Reismehleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها