فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سامان نیافتن

تأییدنشده

der Reinfall جمع: die Reinfälle اسم

اسم

  • سامان نیافتنسامان نَیافتَن(finanz.)تأییدنشده

دستور زبانِ Reinfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Reinfalles, des Reinfalls
جمع
die Reinfälle
تلفظ
[ˈʁaɪ̯nˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Reinfälleحالت نهادی، جمع
  • Reinfallesحالت اضافی، مفرد
  • Reinfallsحالت اضافی، مفرد
  • Reinfälleحالت اضافی، جمع
  • Reinfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Reinfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reinfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها