اصلاح
eslâh[ʔes.lɒ́ːʰ]
اسم
- اصلاح
- رفرم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اصلاحطلبی
- رفورم
- اصلاحات
دستور زبانِ Reform
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Reform
- جمع
- die Reformen
- تلفظ
- [ʁeˈfɔʁm]
همهٔ صورتها
- Reformen
- Reformen
- Reformen
- Reformen
مثالها
Die Demokratische Partei bedarf einer umfassenden Reform.
حزب دمکراتیک به اصلاحات جامع نیاز دارد.