فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اصلاح

eslâh[ʔes.lɒ́ːʰ]

die Reform جمع: die Reformen اسم

اسم

  • اصلاحeslâhاِصلاح[ʔes.lɒ́ːʰ](amendment)(reform)
  • رفرم(amendment)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اصلاحطلبیتأییدنشده
  • رفورمرِفورمتأییدنشده
  • اصلاحات(amendment)تأییدنشده

دستور زبانِ Reform

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Reform
جمع
die Reformen
تلفظ
[ʁeˈfɔʁm]
همهٔ صورت‌ها
  • Reformenحالت نهادی، جمع
  • Reformenحالت اضافی، جمع
  • Reformenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Reformenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Demokratische Partei bedarf einer umfassenden Reform.

حزب دمکراتیک به اصلاحات جامع نیاز دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #5088010), cojiluc (fa #7766356), tatoeba.org
منابع و مجوزها