فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راه های قانونی

تأییدنشده

das Rechtsmittel جمع: die Rechtsmittel اسم

اسم

  • راه های قانونیراه هایِ قانونیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • راهکار قانونیتأییدنشده

دستور زبانِ Rechtsmittel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Rechtsmittels
جمع
die Rechtsmittel
تلفظ
[ˈʁɛçt͡sˌmɪtl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Rechtsmittelsحالت اضافی، مفرد
  • Rechtsmittelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها