فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی‌قانونی

تأییدنشده

der Rechtsbruch جمع: die Rechtsbrüche اسم

اسم

  • بی‌قانونیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عمل خلاف قانونتأییدنشده

دستور زبانِ Rechtsbruch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rechtsbruches, des Rechtsbruchs
جمع
die Rechtsbrüche
تلفظ
[ˈʁɛçt͡sˌbʁʊx]
همهٔ صورت‌ها
  • Rechtsbrücheحالت نهادی، جمع
  • Rechtsbruchesحالت اضافی، مفرد
  • Rechtsbruchsحالت اضافی، مفرد
  • Rechtsbrücheحالت اضافی، جمع
  • Rechtsbrucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rechtsbrüchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rechtsbrücheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها