رایانه
râyâne[ɹɒː.jɒː.né]
اسم
- رایانه
- کامپیوتر
- ماشین حساب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کمپیوتر
- حسابگر
دستور زبانِ Rechner
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Rechners
- جمع
- die Rechner
- تلفظ
- [ˈʁɛçnɐ]
همهٔ صورتها
- Rechners
- Rechnern
مثالها
Der Rechner ging kaputt.
کامپیوتر خراب شد.
Irgendwas verlangsamt meinen Rechner.
چیزی کامپیوترم را کند میکند.
Dieser Rechner ist veraltet.
این کامپیوتر منسوخ شده است.
Mein Rechner muss doch zu etwas nütze sein.
کامپیوترام باید به درد یک چیزی بخورد.