فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حساب

تأییدنشده

hesâb[he.sɒ́ːb̥]

Rechnen اسم

اسم

  • حسابhesâbحِساب[he.sɒ́ːb̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محاسبهmohâsebeمُحاسِبه[mo.ɦɒː.se.bé](the act or process of computing)تأییدنشده

دستور زبانِ Rechnen

اسم

حرف تعریف ذکر نشده است

جمع ذکر نشده است

مثال‌ها

Das Dezimalsystem vereinfachte das Rechnen erheblich.

دستگاه اعشاری به طرز قابل توجهی محاسبات را ساده کرد.

Das Rechnen befasst sich mit Zahlen.

حساب با اعداد سر و کار دارد.

In der Schule haben sie jetzt das Rechnen mit Brüchen.

آنها الان در مدرسه محاسبه با کسرها را کار می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans07 (de #723602), cojiluc (fa #7634061), tatoeba.org
  2. ۲: Espi (de #1018720), cojiluc (fa #8125442), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1783311), cojiluc (fa #10359602), tatoeba.org
منابع و مجوزها