فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تله‌موش

تأییدنشده

die Rattenfalle جمع: die Rattenfallen اسم

اسم

  • تله‌موش(device for killing mice)تأییدنشده

دستور زبانِ Rattenfalle

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Rattenfalle
جمع
die Rattenfallen
تلفظ
[ˈʁatn̩ˌfalə]
همهٔ صورت‌ها
  • Rattenfalleحالت نهادی، مفرد
  • Rattenfallenحالت نهادی، جمع
  • Rattenfalleحالت اضافی، مفرد
  • Rattenfallenحالت اضافی، جمع
  • Rattenfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rattenfallenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rattenfalleحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rattenfallenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها