فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نژاد

nežâd[ne.ʒɒ́ːd̪̥]

die Rasse جمع: die Rassen اسم

اسم

  • نژادnežâdنِژاد[ne.ʒɒ́ːd̪̥](a large group of people distinguished from others on the basis of a common heritage)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نژادهای پرورشیتأییدنشده
  • زیرگونه(rank in the classification of organisms)تأییدنشده

دستور زبانِ Rasse

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Rasse
جمع
die Rassen
تلفظ
[ˈʁasə]
همهٔ صورت‌ها
  • Rasseحالت نهادی، مفرد
  • Rassenحالت نهادی، جمع
  • Rasseحالت اضافی، مفرد
  • Rassenحالت اضافی، جمع
  • Rasseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rassenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rasseحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rassenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Geld ist der Gott der menschlichen Rasse.

پول خدای نژاد انسانی است.

Die menschliche Rasse hat eine wirklich effektive Waffe und das ist das Lachen.

نژاد انسانی یک سلاح واقعا موثر دارد و آن خنده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Diskriminierung von Leuten wegen ihrer Rasse ist ein Fehler.

تبعیض علیه مردم به خاطر نژادشان یک خطاست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #4093385), cojiluc (fa #8490982), tatoeba.org
  2. ۲: GuidoW (de #8300304), cojiluc (fa #7527090), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #724285), cojiluc (fa #8490973), tatoeba.org
منابع و مجوزها