فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیغ ریش تراش

تأییدنشده

die Rasierklinge جمع: die Rasierklingen اسم

اسم

  • تیغ ریش تراشتیغِ ریش تَراشتأییدنشده

دستور زبانِ Rasierklinge

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Rasierklinge
جمع
die Rasierklingen
تلفظ
[ʁaˈziːɐ̯ˌklɪŋə]
همهٔ صورت‌ها
  • Rasierklingeحالت نهادی، مفرد
  • Rasierklingenحالت نهادی، جمع
  • Rasierklingeحالت اضافی، مفرد
  • Rasierklingenحالت اضافی، جمع
  • Rasierklingeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rasierklingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rasierklingeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rasierklingenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها