فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عقل

تأییدنشده

aġl[ʔæʁl̥]

Raison نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • عقلaġlعَقل[ʔæʁl̥]تأییدنشده

دستور زبانِ Raison

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

jem. zur Raison bringen

کسی را به عقل رساندن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها