رادیو
râdiyo[ɹɒː.d̪i.jó]
اسم
- رادیو
دستور زبانِ Radio
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Radios
- جمع
- die Radios
- تلفظ
- [ˈʁaːdi̯o]
همهٔ صورتها
- Radios
- Radios
- Radios
- Radios
- Radios
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es ist Zeit, zu Bett zu gehen. Stelle das Radio ab!
زمان رفت به رختخواب است. رادیو را خاموش کن.
Könntest du bitte das Radio ausmachen?
لطفا میتوانی رادیو را خاموش کنی؟
mach das Radio leise
صدای رادیورا یواش کن
Dieses Radio ist defekt.
این رادیو کار نمی کند.
Dieses Radio funktioniert nicht.
این رادیو کار نمی کند.
Das habe ich im Radio gehört.
من این را از رادیو شنیدم.
das beste Radio aussuchen
رادیورا گلچین کردن
Das Radio wurde von Marconi erfunden.
رادیو توسط مارکونی اختراع شد.
das Radio ist nicht entstört
رادیو از اختلال صاف نشده
Ich habe das im Radio gehört.
من این را از رادیو شنیدم.