فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خط تراش

تأییدنشده

das Radiermesser جمع: die Radiermesser اسم

اسم

  • خط تراشخَط تَراشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قلم تراشقَلَمِ تَراشتأییدنشده

دستور زبانِ Radiermesser

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Radiermessers
جمع
die Radiermesser
تلفظ
[ʁaˈdiːɐ̯ˌmɛsɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Radiermessersحالت اضافی، مفرد
  • Radiermessernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها