فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چرخ

čarx[t͡ʃʰæɹx]

das Rad جمع: die Räder, die Rad اسم

اسم

  • چرخčarxچَرخ[t͡ʃʰæɹx](a circular device facilitating movement or transportation)(wheel)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوچرخهdočarxeدوچَرخه[d̪o.t͡ʃʰæɹ.xe](bicycle)تأییدنشده

دستور زبانِ Rad

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Rads, des Rades, des Rad
جمع
die Räder, die Rad
تلفظ
[ʁaːt], [ʁat]
همهٔ صورت‌ها
  • Räderحالت نهادی، جمع
  • Radsحالت اضافی، مفرد
  • Radesحالت اضافی، مفرد
  • Räderحالت اضافی، جمع
  • Radeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rädernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Räderحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Du musst das Rad nicht neu erfinden.

تو نباید دوباره چرخ را اختراع کنی.

Er starb unter den Rädern eines Traktors.

او زیر چرخ‌های یک تراکتور مرد.

Das Rad der Zeit hält niemand auf.

چرخ زمان برای هیچکس نمی‌ایستد.

sie erfinden das Rad nochmal neu

آنها راهی را طی می کنند که بزرگترها و گذشتگان تلاش خودرا صرف آن کرده اند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1957104), cojiluc (fa #12780026), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2158891), cojiluc (fa #13528520), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1248693), cojiluc (fa #8169074), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها