چرخ
čarx[t͡ʃʰæɹx]
اسم
- چرخ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دوچرخه
دستور زبانِ Rad
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Rads, des Rades, des Rad
- جمع
- die Räder, die Rad
- تلفظ
- [ʁaːt], [ʁat]
همهٔ صورتها
- Räder
- Rads
- Rades
- Räder
- Rade
- Rädern
- Räder
مثالها
Du musst das Rad nicht neu erfinden.
تو نباید دوباره چرخ را اختراع کنی.
Er starb unter den Rädern eines Traktors.
او زیر چرخهای یک تراکتور مرد.
Das Rad der Zeit hält niemand auf.
چرخ زمان برای هیچکس نمیایستد.
sie erfinden das Rad nochmal neu
آنها راهی را طی می کنند که بزرگترها و گذشتگان تلاش خودرا صرف آن کرده اند