حلق
اسم
- حلق
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گلو
- حلقوم
- نایگلو
- گلون
دستور زبانِ Rachen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Rachens
- جمع
- die Rachen
- تلفظ
- [ˈʁaxn̩]
همهٔ صورتها
- Rachens
مثالها
jem. aus ihren Rachen befreien
کسی را از کام آنها رهائی کردن
Mein Rachen fühlt sich trocken an.
گلویم خشک شده است.