فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باقیمانده

der Rückstand جمع: die Rückstände اسم

اسم

  • باقیمانده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رسوبrosubرُسوب[ɹo.súːb̥](Sediment)تأییدنشده
  • عقب ماندگیعَقَب ماندِگیتأییدنشده
  • مادهٔ زائدمادهٔ زائِدتأییدنشده
  • افکنهاَفکَنه(Sediment)تأییدنشده
  • ته نشستتَه نِشَست(Sediment)تأییدنشده
  • پس افتپَس اُفت(finanz.)تأییدنشده
  • کنجالهکُنجاله(bei Ölpflanzen)تأییدنشده

دستور زبانِ Rückstand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Rückstandes, des Rückstands
جمع
die Rückstände
تلفظ
[ˈʁʏkˌʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Rückstandحالت نهادی، مفرد
  • Rückständeحالت نهادی، جمع
  • Rückstandesحالت اضافی، مفرد
  • Rückstandsحالت اضافی، مفرد
  • Rückständeحالت اضافی، جمع
  • Rückstandحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Rückständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Rückstandحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Rückständeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها