باقیمانده
der Rückstand جمع: die Rückstände اسم
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رسوبrosubرُسوب[ɹo.súːb̥](Sediment)تأییدنشده
- عقب ماندگیعَقَب ماندِگیتأییدنشده
- مادهٔ زائدمادهٔ زائِدتأییدنشده
- افکنهاَفکَنه(Sediment)تأییدنشده
- ته نشستتَه نِشَست(Sediment)تأییدنشده
- پس افتپَس اُفت(finanz.)تأییدنشده
- کنجالهکُنجاله(bei Ölpflanzen)تأییدنشده
دستور زبانِ Rückstand
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Rückstandes, des Rückstands
- جمع
- die Rückstände
- تلفظ
- [ˈʁʏkˌʃtant]
همهٔ صورتها
- Rückstandحالت نهادی، مفرد
- Rückständeحالت نهادی، جمع
- Rückstandesحالت اضافی، مفرد
- Rückstandsحالت اضافی، مفرد
- Rückständeحالت اضافی، جمع
- Rückstandحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Rückständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Rückstandحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Rückständeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها