فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خط ممیز

تأییدنشده

der Querstrich جمع: die Querstriche اسم

اسم

  • خط ممیزخَطِ مُمَیِزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خط تیره(typographic symbol)تأییدنشده
  • خط فاصله(typographic symbol)تأییدنشده

دستور زبانِ Querstrich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Querstriches, des Querstrichs
جمع
die Querstriche
تلفظ
[ˈkveːɐ̯ˌʃtʁɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • Querstricheحالت نهادی، جمع
  • Querstrichesحالت اضافی، مفرد
  • Querstrichsحالت اضافی، مفرد
  • Querstricheحالت اضافی، جمع
  • Querstrichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Querstricheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها