فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برش عرضی

تأییدنشده

der Querschnitt جمع: die Querschnitte اسم

اسم

  • برش عرضیبُرِشِ عَرضیتأییدنشده

دستور زبانِ Querschnitt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Querschnitts, des Querschnittes
جمع
die Querschnitte
تلفظ
[ˈkveːɐ̯ˌʃnɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Querschnitteحالت نهادی، جمع
  • Querschnittsحالت اضافی، مفرد
  • Querschnittesحالت اضافی، مفرد
  • Querschnitteحالت اضافی، جمع
  • Querschnitteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Querschnittenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Querschnitteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها